فیلمفیلم و سریال

وقتی مردی از سقف پایین می‌افتد و حقیقت بالا می‌رود

مشخصات اثر
عنوان: Roofman
کارگردان: Derek Cianfrance
بازیگران: Channing Tatum، Kirsten Dunst، Peter Dinklage
سال تولید: ۲۰۲۵
ژانر: جنایی، درام مستقل، بر اساس واقعیت

فیلم Roofman از آن دست آثاری است که بدون ادعا وارد می‌شود، اما در نهایت تجربه‌ای رضایت‌بخش می‌سازد. اثری مستقل، ساده، بدون زرق‌وبرق، اما با داستانی واقعی که جذابیت درونی خودش را دارد. روایت بر پایه زندگی «جفری منچستر» ساخته شده؛ مردی که در زندگی واقعی از سقف رستوران‌ها وارد می‌شد تا سرقت کند و بعدها مدتی در فروشگاه اسباب‌بازی‌ها مخفی می‌شد. همین واقعیت عجیب و خلاف قاعده، ستون اصلی جذابیت فیلم است و کمک می‌کند روایت همیشه کنجکاوی برانگیز باقی بماند.

فیلم خوش‌ساخت است؛ نه در حد یک اثر بزرگ و پرهزینه، اما در حد یک فیلم دقیق و کنترل‌شده. کارگردانی حساب‌شدهٔ درک سیانفرانس باعث شده است که فیلم در مرز میان کمدی تلخ و درام جنایی حرکت کند. او بیش از آن‌که تلاش کند جنایت را بزرگ و پرهیجان نشان دهد، به انسان پشت ماجرا نزدیک می‌شود؛ به تنهایی‌ها، به فرارها، به تصمیماتی که از بیرون عجیب‌اند اما از درون، انسانی. بازی‌ها نیز در همین حد قابل قبول‌اند. چنینگ تیتام نقش اصلی را با ترکیبی از جدیت و شوخ‌طبعی بازی می‌کند؛ نه بازی درخشان، اما به‌اندازه کافی قابل باور. کریستن دانست در نقش زنی که به‌طور ناخواسته وارد زندگی این مرد می‌شود، محور احساس فیلم است و پیتر دینکلیج هم وزن لازم را به نقش مکمل می‌دهد.

با وجود سادگی بازی‌ها، داستان نیروی اصلی فیلم است. چون بر اساس واقعیت ساخته شده، بار روایت گاهی خودش را جلو می‌کشد. این‌که یک انسان عادی، با گذشته‌ای نه‌چندان عجیب، ناگهان وارد مسیر سرقت می‌شود، جذابیت ذاتی دارد. فیلم تلاش نمی‌کند از او یک قهرمان یا یک هیولای جنایی بسازد؛ بلکه نشان می‌دهد که چگونه تصمیم‌ها، فشار ذهنی و شرایط، آدم را به جاهایی می‌برند که خودش هم باور نمی‌کند. همین نگاه انسانی است که فیلم را خوب نگه می‌دارد، حتی وقتی بازی‌ها در بالاترین سطح نیستند.

در تحلیل روان‌شناسی شخصیت‌ها، نقطه تمرکز فیلم «جف» است. او شخصیتی است در مرز میان مسئولیت و فرار. سرباز سابق، مردی تنها، انسانی که از پس اشتباهاتش برنیامده و به جای مواجهه، مسیرهای فرعی را انتخاب کرده. جالب آنکه فیلم دلیل سرقت‌ها را صرفاً نیاز مالی نشان نمی‌دهد؛ بلکه نوعی وابستگی عجیب به ماجراجویی و گریز از بی‌هویتی را در او برجسته می‌کند. او کسی است که میان «می‌خواهم زندگی کنم» و «می‌خواهم ناپدید شوم» در رفت‌وآمد است. شخصیت لِی، زن مکمل داستان، آینه‌ای است برای او؛ انسانی که در زندگی‌اش با وجود مشکلات، زمین‌گیر نشده و راه خودش را پیدا کرده. رابطه میان این دو، نقطهٔ انسانی فیلم است؛ چیزی که روایت را از یک داستان جنایی صرف، به داستانی درباره تصمیم‌ها و پیامدها تبدیل می‌کند.


فیلم از نظر فرم نیز ساده و صمیمی است. قاب‌ها اغلب آرام‌اند، موسیقی در پس‌زمینه است و تدوین با ریتمی متناسب جلو می‌رود. مجموع این‌ها باعث می‌شود حس کنی با یک فیلم مستقل نسبتاً کم‌خرج روبه‌رو هستی، اما در همان محدوده، فیلم بهترین استفاده را از امکاناتش می‌کند. نه خود را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و نه از کمبود بودجه رنج می‌برد.

در نهایت، Roofman یک فیلم «خوب» است؛ نه از آن شاهکارها که در ذهن بمانند، اما از آن کارهایی که ارزش دیدن دارند. اگر دنبال فیلمی هستی که از دل واقعیت بیاید، ساده باشد، بازی‌های قابل قبول داشته باشد و شخصیت‌هایش را بدون قضاوت نمایش دهد، این یکی انتخاب مناسبی است. فیلم نه سعی دارد قهرمان بسازد، نه جنایتکار را زیبا کند. فقط داستان انسانی یک اشتباه، یک مسیر نامعمول و یک آدم واقعی را روایت می‌کند؛ و همین صداقت، فیلم را دوست‌داشتنی می‌کند.

IMDb

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا