فیلمفیلم و سریال

وقتی گذشته از پشت سر برمی‌خیزد و آدمی را مجبور می‌کند یک نبرد دیگر هم ادامه بدهد

مشخصات اثر
عنوان: One Battle After Another
کارگردان: Paul Thomas Anderson
نویسنده: Paul Thomas Anderson
بازیگران اصلی: Leonardo DiCaprio، Sean Penn، Benicio del Toro، Chase Infiniti
سال تولید: ۲۰۲۵
ژانر: اکشن – درام سیاسی – روایت شخصیت‌محور

فیلم One Battle After Another یکی از بلندپروازانه‌ترین آثار اخیر پل توماس اندرسون است؛ فیلم‌سازی که همیشه به‌خاطر شخصیت‌پردازی‌های پیچیده، روایت‌های چندلایه و جهان‌سازی عمیقش شناخته شده. این‌بار اما او به سمت یک داستان اکشن-سیاسی می‌رود؛ اثری پرتحرک، پرتنش و تا حدی غافلگیرکننده که هم در ظاهر و هم در فرم، متفاوت از کارهای پیشین اوست. نخستین برداشت از فیلم این است: داستان خوب است، فیلم‌نامه منسجم است، بازی‌ها عالی‌اند و هدایت کارگردانی پرقدرت است؛ اما شخصیت‌ها بیش از حد تیپیکال‌اند و عمق روانی آن‌ها آن‌قدر کاویده نمی‌شود که بفهمیم رفتارها و انتخاب‌هایشان از کجا نشأت گرفته. فیلم جذاب است، اما می‌توانست انسانی‌تر و چندلایه‌تر باشد.

داستان فیلم حول محور باب فرگوسن، یک فعال سیاسی سابق می‌گردد که سال‌هاست از فعالیت‌های رادیکال گذشته‌اش فاصله گرفته و همراه دختر نوجوانش، ویلا، زندگی آرام و منزوی‌ای ساخته است. اما گذشته هرگز آرام نمی‌ماند و با بازگشت دشمنی قدیمی، زندگی باب دوباره زیر و رو می‌شود. این درام خانوادگی، در بطن یک داستان اکشن-سیاسی قرار می‌گیرد و همین تقاطع است که باعث می‌شود فیلم ریتمی تند و در عین حال احساسی داشته باشد. اندرسون به‌خوبی میان صحنه‌های تعقیب و گریز، بحران‌های خانوادگی و مونولوگ‌های شخصیتی، تعادل ایجاد کرده است.

بازی‌ها یکی از نقاط قوت اصلی فیلم هستند. دی‌کاپریو در نقش باب، ترکیبی از خشم فروخورده، تلاش برای پدری‌کردن و فرار از گذشته را ارائه می‌دهد. او در ظاهر فردی آرام است اما درونی پرآشوب دارد. شان پن در نقش شخصیت ضدقهرمان فیلم چهره‌ای سهمگین، خشک و تک‌افتاده ارائه می‌دهد؛ مردی که اسیر قدرت و ایدئولوژی شده و سال‌هاست از انسانیت فاصله گرفته. Chase Infiniti در نقش ویلا نیز حضور درخشانی دارد و رابطه او با پدرش یکی از عناصر انسانی فیلم است. این بازی‌ها سبب می‌شود که فیلم حتی در جاهایی که روایت کمی شتاب‌زده است، همچنان جذاب و زنده باقی بماند.

اما وقتی به شخصیت‌پردازی می‌رسیم، ضعف فیلم آشکار می‌شود. شخصیت‌ها بیشتر «تیپ» هستند تا «انسان». بوب نماینده نسل قدیمی فعالان سیاسی است؛ ویلا نسل جوانی است که میان جدیت گذشته و آشفتگی امروز گیر افتاده؛ و شخصیت‌های تندرو یا امنیتی نیز بیشتر نماد ساختارهای قدرت‌اند تا آدم‌هایی با منطق روانی دقیق. فیلم به ما نشان می‌دهد این آدم‌ها چه می‌کنند، اما کمتر توضیح می‌دهد که چرا چنین می‌کنند. انگار عمق روانی از میان شلوغی اکشن کم‌رنگ شده.

در تحلیل روان‌شناسی شخصیت‌ها، بهتر است از باب شروع کنیم. او مردی است گرفتار میان دو هویت: فعال تندرو سابق و پدری که حالا فقط می‌خواهد زنده بماند و دخترش را امن نگه دارد. این کشمکش درونی جذاب است، اما فیلم چندان به مراحل شکل‌گیری آن نمی‌پردازد. باب مدام در حالت خطر، تصمیم‌گیری سریع و واکنش‌های غریزی است؛ اما فیلم کمتر مکث می‌کند تا ما ترس‌ها، گناه‌ها، یا بحران هویتی او را حس کنیم. فقط در چند نگاه کوتاه و چند جمله نصفه نیمه می‌فهمیم که او میان گذشته‌اش و مسئولیت امروز گیر کرده. اگر فیلم به او فرصت می‌داد زیر پوستش را ببینیم، تجربه احساسی عمیق‌تری می‌شد.


ویلا اما شخصیتی بالقوه بسیار جذاب دارد: نوجوانی که بار تاریخ، سیاست و خشونت را روی دوش دارد بدون آنکه خودش مسبب هیچ‌کدام باشد. او نماد نسلی است که میراث تلخ گذشته را ناخواسته حمل می‌کند. فیلم چند سکانس خوب دارد که نشان می‌دهد ویلا از پدرش هم می‌ترسد و هم به او امید دارد؛ اما این رابطه بیشتر در سطح باقی می‌ماند. ویلا می‌توانست صدای وجدان فیلم یا نقطه تحول پدرش باشد، اما نقش او بیشتر به‌عنوان «عامل حرکت روایت» استفاده می‌شود.

شخصیت ضدقهرمان فیلم، لاک‌جا، نیز بیشتر تیپیکال است: مردی خشن با گذشته‌ای نظامی که هنوز جنگ سرد در ذهنش ادامه دارد. او تجسم قدرت تخریب‌گر است، اما فیلم عمق روانی او را نمی‌کاود. در حالی که اگر منطق درونی‌اش بهتر ساخته می‌شد، تقابلش با باب معنای بیشتری پیدا می‌کرد. به‌طور کلی، فیلم در شخصیت‌پردازی سه عنصر را کم دارد: ریشه رفتار، نقطه ضعف روانی و انگیزه احساسی. این همان چیزی است که باعث می‌شود آدم‌ها «تیپ» بمانند.

با این حال، کارگردانی اندرسون بسیار قدرتمند است. او بدون آنکه اکشن را از کنترل خارج کند، آن را با جهان سیاسی و اجتماعی فیلم گره می‌زند. میزانسن‌ها حساب‌شده‌اند، قاب‌ها دقیق‌اند و در میان شلوغی، همیشه نقطه تمرکز مشخص است. اندرسون مانند آثار قبلی‌اش از ضرب‌آهنگ‌های بلند و صحنه‌های پرانرژی استفاده می‌کند، اما این‌بار به سبک آثار قبلی‌اش مانند «ویسلر» یا «خون به پا می‌شود» به عمق روانی زیاد نمی‌پردازد. به‌نظر می‌رسد او این‌بار بیش از تحلیل شخصیت‌ها، جذب موقعیت‌ها شده است.

از نظر روایت، فیلم ساختاری سه‌پرده‌ای و خطی دارد. داستان روشن و جذاب است، پیچیدگی اضافی ندارد و ریتم مناسبی دارد. یکی از نکاتی که فیلم‌نامه به‌خوبی انجام می‌دهد، ایجاد توازن میان تعقیب و گریز، تنش خانوادگی و بازگشت به گذشته است. درام شخصی باب و ویلا، پشت‌صحنه سیاسی و خطرهای مداوم، دست‌به‌دست هم می‌دهند تا تماشاگر احساس کند هم با یک فیلم اکشن طرف است و هم با یک درام سیاسی. اما همان‌طور که گفته شد، شخصیت‌ها عمق لازم را ندارند و همین باعث می‌شود برخی صحنه‌ها از لحاظ احساسی «کمتر از حد انتظار» باشند.

اگر بخواهیم فیلم را در کارنامه پل توماس اندرسون جای دهیم، باید بگوییم که این اثر تفاوت زیادی با آثار قبلی او دارد. اندرسون معمولاً استاد شخصیت‌پردازی است: شخصیت‌های تراژیک «خون به پا می‌شود»، شخصیت‌های شکسته در «The master»، یا اجتماع چندلایه «Magnolia». اما در این فیلم، گویی او بیش از آنکه درگیر روان شخصیت‌ها باشد، جذب میزانسن، ریتم، هیجان و ساختار اکشن شده است. البته که همچنان ردپای او در تمام جزئیات مشهود است: رنگ‌ها، قاب‌ها، دیالوگ‌ها و انرژی صحنه‌ها همه نشان می‌دهند کارگردانی باتجربه پشت فیلم است. اما آن پیچیدگی عاطفیِ آشنای او کمتر دیده می‌شود.

در مجموع، One Battle After Another فیلمی بسیار خوب است: داستان محکم، بازی‌های عالی، کارگردانی حساب‌شده و فیلم‌نامه‌ای که در سطح روایت به‌خوبی کار می‌کند. اما اگر دوست داری شخصیت‌هایتان لایه‌لایه باشند، اگر انتظار داری تک‌تک رفتارها و انتخاب‌ها از جهان درونی دقیق بیایند، اگر می‌خواهی با شخصیت‌ها «زندگی» کنی نه فقط «آن‌ها را دنبال کنی»، این فیلم کمی کم‌عمق‌تر از حد انتظار است. اما همین هم بخشی از هویت فیلم است: اندرسون این‌بار می‌خواسته تجربه‌ای پرریتم، پرهیجان و سیاسی بسازد؛ تجربه‌ای که بیش از آنکه درونی باشد، بیرونی و پرانرژی است.

در نهایت فیلم ارزشمند و شایسته تماشا است، با اجراهایی بی‌نقص و روایت جذاب. فقط اگر منتظر شخصیت‌های چندبعدی هستی، باید بپذیری که این فیلم بیشتر بر «موقعیت» تمرکز دارد تا «روح».

IMDb

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا