کتاب

چرا تخیلی‌ترین اثر نویسنده «سلاخ‌خانه شماره ۵»، ترسناک‌ترین پیش‌بینی او از آینده بشر است؟

اگر «سلاخ‌خانه شماره ۵» فریاد بلند کورت ونه‌گات علیه آتش جنگ بود، «گهواره گربه» (Cat’s Cradle) نیشخند تلخ و گزنده او به حماقت بشر، علم بدون اخلاق و مذهب دروغین است. برای کسی که شیفته‌ی قلم ونه‌گات است و طنز سیاه او را در «مرد بی‌وطن» یا «زمان‌لرزه» چشیده است، خواندن «گهواره گربه» تجربه‌ای متفاوت است؛ شبیه تماشای شعبده‌بازی که این بار به جای خرگوش، پایان جهان را از کلاهش بیرون می‌آورد. این کتاب به درستی یکی از استعاری‌ترین و تخیلی‌ترین آثار اوست، اما در پس این تخیل، وحشتناک‌ترین واقعیت‌های قرن بیستم کمین کرده‌اند.

یخ؛ استعاره‌ای هولناک از علم بدون وجدان

ونه‌گات در این کتاب، استعاره‌سازی را به اوج می‌رساند. اگر در «سلاخ‌خانه شماره ۵» آتش‌باران درزدن همه چیز را خاکستر کرد، در اینجا خطر «انجماد» است. ماده‌ای خیالی به نام «یخ نُه» (Ice-Nine) که ساخته‌ی دست دکتر فلیکس هونیکر (پدر بمب اتم در داستان) است.

هونیکر نماد آن دسته از دانشمندانی است که در آثار ونه‌گات زیاد می‌بینیم؛ کسانی که مثل «کودکان نابغه» با خطرناک‌ترین نیروهای جهان بازی می‌کنند، بدون اینکه ذره‌ای به عواقب اخلاقی آن فکر کنند. برای هونیکر، منجمد کردن کل اقیانوس‌های جهان فقط یک «مسئله علمی جذاب» است. این استعاره‌ی درخشان نشان می‌دهد که چگونه جهان ما نه توسط اشرار، بلکه توسط بی‌تفاوت‌های باهوش به سمت نابودی می‌رود.

گهواره‌ای که نه گربه دارد و نه گهواره

نام‌گذاری این کتاب، شاید عمیق‌ترین بخش فلسفی آن باشد. «گهواره گربه» نام یک بازی با نخ است. یکی از شخصیت‌ها با اشاره به این بازی می‌گوید: «پدرم این بازی را به من نشان داد. من به نخ‌ها نگاه کردم. نه گربه‌ای دیدم و نه گهواره‌ای.»

این جمله، مانیفست ونه‌گات در برابر تمام ساختارهای بشری است. سیاست، مرزهای جغرافیایی، افتخارات ملی و حتی مذهب، همه مثل همان بازی گهواره گربه هستند. خطوطی نامرئی که ما دور خودمان تنیده‌ایم و توافق کرده‌ایم که باورشان کنیم، اما در واقعیت هستی، پوچ و توخالی‌اند. ونه‌گات با طنزی ظریف به ما می‌گوید که ما مشغول بازی با نخ‌های نامرئی هستیم، در حالی که جهان در آستانه فروپاشی است.

بوکونونیسم؛ مذهبی برای تقدیس دروغ‌های شیرین

در کنار نقد علم، ونه‌گات مذهب را هم به چالش می‌کشد. او مذهبی خیالی به نام «بوکونونیسم» خلق می‌کند که پیروانش معتقدند: «تمام چیزهای راستی که می‌خواهم به شما بگویم، دروغ‌هایی وقیحانه هستند.»

در دنیای تلخ و سیاهی که ونه‌گات می‌سازد، حقیقت (مثل یخ نه) کشنده و سرد است. پس بشر برای بقا به «دروغ‌های آرام‌بخش» نیاز دارد. اگر «زمان‌لرزه» درباره‌ی جبر و تکرار بود، «گهواره گربه» درباره‌ی پناه بردن به توهم برای فرار از واقعیت است.

ونه‌گات در برابر ونه‌گات؛ جایگاه این اثر کجاست؟

برای شما که «سلاخ‌خانه شماره ۵»، «مرد بی‌وطن» و «زمان‌لرزه» را خوانده‌اید، «گهواره گربه» قطعه‌ی تکمیل‌کننده پازل است:

  • در مقایسه با سلاخ‌خانه ۵: سلاخ‌خانه کتابی شخصی و درباره‌ی آسیب‌های جنگ بر یک سرباز بود، اما گهواره گربه کتابی جهانی و درباره‌ی نابودی کل تمدن است.
  • در مقایسه با مرد بی‌وطن: هر آنچه ونه‌گات در «مرد بی‌وطن» به صورت مقاله و جستار سیاسی بیان کرده، در «گهواره گربه» لباس داستان پوشیده است.
  • در مقایسه با زمان‌لرزه: اگر زمان‌لرزه حاصل دوران پیری و خستگی نویسنده از جبر روزگار بود، گهواره گربه حاصل دوران اوج خلاقیت و انرژی جوانی اوست؛ جایی که تخیلش مرزها را می‌شکافد.

پایان‌بندی؛ خنده بر لبه‌ی پرتگاه

«گهواره گربه» شاهکار طنز سیاه است. کتابی که به ما نشان می‌دهد پایان جهان لزوماً با انفجارهای هالیوودی رخ نمی‌دهد؛ بلکه ممکن است بر اثر یک حماقت ساده، یک شوخی بچگانه و یک پوزخند یخ‌زده رقم بخورد. ونه‌گات به خواننده‌اش می‌آموزد که وقتی کنترلی بر دیوانگی دنیا نداریم، شاید تنها سلاح باقی‌مانده، خندیدن به پوچی این گهواره‌ی خالی باشد.

گودریدز

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا