وقتی انیمیشن مخصوص بچهها نیست؛ سفری به دنیای دیوانهوار و ممنوعه «من با یک آدم عجیب ازدواج کردم!»

اگر تصور شما از انیمیشن، دنیای رنگارنگ، لطیف و آموزنده آثار دیزنی یا پیکسار است، تماشای I Married a Strange Person! (محصول ۱۹۹۷) برایتان حکم یک شوک الکتریکی را خواهد داشت. این فیلم که دومین اثر بلند «بیل پلیمپتون» (Bill Plympton)، پادشاه انیمیشنهای مستقل، محسوب میشود، دروازهای است به سوی ذهنی که هیچ مرز و قیدی را نمیشناسد. موضوع فیلم به خودی خود جذاب و کنجکاویبرانگیز است: مردی تازه داماد به نام «گرانت» که بر اثر یک اتفاق عجیب، تودهای روی گردنش سبز میشود که به او قدرت تغییر واقعیت را میدهد. اما این قدرت شبیه ابرقهرمانهای مارول نیست؛ بلکه ابزاری است برای خلق هرجومرج، شوخیهای گروتسک و موقعیتهای جنونآمیز. پلیمپتون با این ایده ساده، بستری را فراهم میکند تا تمام عقدهها، ترسها و فانتزیهای پنهان انسان مدرن را به تصویر بکشد. فیلم پر از لحظاتی است که بیننده را بین خندیدن و روی برگرداندن معلق نگه میدارد و دقیقاً همین مرز باریک است که امضای شخصی کارگردان را شکل میدهد.
این انیمیشن مانند بیشتر کارهای سازندهاش، ابایی از نمایش بیپروای جلوههای جنسی و خشونت عریان ندارد. اما تفاوت اینجاست که در دنیای پلیمپتون، خشونت و مسائل جنسی کارکردی متفاوت دارند؛ آنها ابزاری برای «نقد» و «طنز» هستند. وقتی سری منفجر میشود یا بدنی تغییر شکل میدهد و اندامها به شکلی اغراقآمیز دفرمه میشوند، هدف ایجاد ترس نیست، بلکه نوعی کمدی سیاه است که به ماهیت بیولوژیک و حیوانی انسان میخندد. پلیمپتون با استفاده از سبک بصری خاص خود که به «مورفینگ» (تغییر مداوم شکل خطوط) معروف است، جهانی سیال خلق کرده که در آن هیچ چیز ثابت نیست. خشونت در این فیلم، فانتزی و کارتونی است؛ خونریزیها آنقدر افراطی هستند که جنبه واقعگرایانه خود را از دست میدهند و به بخشی از شوخی تبدیل میشوند. این بیپردگی در نمایش غرایز، واکنشی است به سانسور و پاستوریزه بودن جریان اصلی انیمیشنسازی در آمریکا. طنز فیلم نیز از همین جسارت نشأت میگیرد؛ طنزی که گاهی گزنده است، گاهی ابسورد و پوچ و گاهی چنان هوشمندانه که مخاطب را به تحسین وامیدارد.
اشاره به کارنامه بیل پلیمپتون برای درک این اثر حیاتی است. او که معمولاً تمام فریمهای فیلمهایش را خودش با دست طراحی میکند (کاری که در صنعت انیمیشن دیوانگی محض تلقی میشود)، در آثار دیگری مثل The Tune، Mutant Aliens و Hair High نیز همین مسیر را طی کرده است. اگر در The Tune تمرکز بیشتر روی موسیقی و سیالیت تصویر بود، در I Married a Strange Person! او روایت را منسجمتر کرده و دُزِ خشونت و کنایههای جنسی را به حداکثر رسانده است تا بیانیهای علیه نظم موجود صادر کند. در آثار متأخرتر او مانند Cheatin‘، این سبک به پختگی کامل میرسد و عاشقانهای عجیب را روایت میکند، اما ریشههای آن جنونِ خالص را باید در همین فیلم جستجو کرد. پلیمپتون در اینجا نه تنها با کاراکترهایش شوخی میکند، بلکه نهادهای قدرت مثل ارتش و رسانه را نیز به باد انتقاد میگیرد و آنها را به کاریکاتورهایی احمق و طماع تبدیل میکند که برای تصاحب قدرت گرانت، دست به هر کاری میزنند.
در نهایت، I Married a Strange Person! انیمیشنی است که مخاطبش را غربال میکند. این فیلم برای کسانی که به دنبال داستانهای خطی و پایانهای شیرین هستند ساخته نشده است. این اثر ضیافتی است برای دوستداران انیمیشن بزرگسال (Adult Animation) که میخواهند ببینند یک ذهن خلاق چگونه میتواند با مداد رنگی و کاغذ، قوانین فیزیک و اخلاق را به چالش بکشد. فیلم با ترکیب موضوعی جذاب، طنزی درجهیک و جسارتی مثالزدنی در نمایش تابوها، به اثری کالت تبدیل شده که حتی با گذشت سالها، هنوز هم تازه، عجیب و تکاندهنده باقی مانده است. پلیمپتون با این فیلم ثابت میکند که انیمیشن فقط ابزاری برای سرگرم کردن کودکان نیست، بلکه میتواند اسلحهای قدرتمند برای شلیک به مغز مخاطب بزرگسال باشد.




