کسب و کار

وقتی صدای نوتیفیکیشن جای تمرکز را می‌گیرد؛ داستان مدیرانی که در دسترس‌اند ولی کار نمی‌کنند

صبح هنوز درست شروع نشده و مدیر، گوشی را در دست دارد. پیام‌های تلگرام و واتساپ کاری روی هم تلنبار شده‌اند، ایمیل‌های نیمه‌شب تیم‌های مختلف تازه باز می‌شوند و نوتیفیکیشن‌های متعدد نرم‌افزارهای داخلی چشمک می‌زنند. از همان لحظه‌ی اول روز، حس یک «ضرورت فوری» به جانش می‌افتد. این تصور که «همین الان باید جواب بدهم» تبدیل شده است به فرمان اصلی ذهن. شاید هنوز قهوه‌اش را نخورده، اما سه پیام پاسخ داده، دو تسک را فوروارد کرده و لینک سه فایل را منتشر کرده است. بعد با لبخندی کوچک با خودش می‌گوید: «روز خوبی شروع شد. بازدهی‌م بالاست.»

اما چیزی این وسط غلط است. روزی که با ده‌ها پاسخ سریع شروع می‌شود، لزوماً پربازده نیست. این فقط توهم بهره‌وری است؛ احساسی که با «در دسترس بودن» اشتباه گرفته شده. سال‌هاست که مدیران با این تصویر زندگی می‌کنند که «حضور دائمی» همان «ارزش‌آفرینی» است، در حالی که تحقیقات پی‌درپی نشان داده‌اند که همیشه در دسترس بودن، دشمن تمرکز عمیق، تصمیم‌گیری درست و بهره‌وری واقعی است.

ریشه‌ی این بحران، در ذهنیت مدیران مدرن است. آن‌ها باور کرده‌اند که اگر چند دقیقه پاسخ ندهند، کنترل اوضاع از دست می‌رود. یک تیم فنی ممکن است منتظر بماند، یک مشتری شاید ناراضی شود، پرسنل سردرگم بمانند. این ترس پنهان، مدیر را در حلقه‌ای می‌اندازد که مدام پیام‌ها را چک کند. اما حقیقت این است: مدیری که همیشه پاسخگوست، کم‌کم تبدیل می‌شود به مدیری که هیچ‌گاه نمی‌تواند عمیق فکر کند.

توهم بهره‌وری از همین‌جا شروع می‌شود؛ از «فوری بودن». کارهایی که در چند ثانیه انجام می‌شوند، در ذهن مدیر جای کار واقعی را می‌گیرند. پاسخ دادن به پیام‌های سریع، مغز را دچار خطای قضاوت می‌کند و تصور می‌کند کاری مهم انجام داده است، در حالی که فقط در جریان سطحی ارتباط غوطه‌ور بوده.

از سوی دیگر، تیم‌ها هم ناخودآگاه به این فرهنگ دامن می‌زنند. وقتی مدیر همیشه آنلاین است، دیگران هم از او انتظار پاسخ فوری دارند. هر سؤال کوچک، هر ابهام جزئی، هر هماهنگی ساده، تبدیل می‌شود به «چت فوری». سازمان به موجودی بی‌قرار تبدیل می‌شود. همه می‌نویسند، همه منتظرند… اما کار عمیقی انجام نمی‌شود.

از نظر روان‌شناختی، «همیشه در دسترس بودن» شکلی از اضطراب پنهان است. اضطراب از اینکه مبادا کاری بدون حضور ما پیش برود. اضطراب از اینکه مبادا تصمیمی گرفته شود و ما جا بمانیم. مدیرانی که با این اضطراب زندگی می‌کنند، معمولاً اعتماد کمتری به تیمشان دارند؛ باور نمی‌کنند که دیگران بتوانند بدون حضور دائمی آن‌ها مسیر را تشخیص دهند. به همین دلیل، به جای اینکه «رهبر» باشند، «ناظر» می‌شوند. بیشتر وقتشان صرف بررسی، هماهنگی لحظه‌ای و پاسخ‌گویی می‌شود، و کمتر زمانی باقی می‌ماند برای مهارت اصلی مدیریت: تفکر استراتژیک.

یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها این است که «تمرکز» در چنین محیطی نابود می‌شود. تمرکز عمیق، همان کیفیتی است که تصمیم‌های درست را ممکن می‌کند. مغز انسان هر بار که با یک نوتیفیکیشن قطع می‌شود، به چند دقیقه زمان برای بازگشت به وضعیت تمرکز نیاز دارد. حال تصور کن مدیر روزانه صدها پیام دریافت می‌کند. دیگر مجالی برای شکل‌گیری هیچ ایده‌ی عمیق، تحلیل گسترده یا تصمیم‌سازی کلان باقی نمی‌ماند. ظاهراً همه چیز در جریان است، اما همانند گردابه‌ای از حرکت‌های کوچک و بی‌هدف، هیچ «خلق» واقعی‌ای رخ نمی‌دهد.

سازمان‌ها نیز این وضعیت را تشدید می‌کنند. فرهنگ‌های کاری که «پاسخ فوری» را نشانه‌ی تعهد می‌دانند، در حقیقت در حال فرسایش توان شناختی مدیران خود هستند. این فشار باعث می‌شود مدیران احساس کنند اگر دیر پاسخ دهند، یا کنترل را از دست می‌دهند، یا بی‌تعهد به نظر می‌رسند. در حالی که ارزش واقعی یک مدیر، نه در سرعت چت کردن، بلکه در کیفیت تصمیم‌هایش است.

این بحران در جایی به اوج می‌رسد که مدیران حتی در خانه، سفر، شب، آخر هفته یا لحظه‌های استراحت نیز گوشی را کنار نمی‌گذارند. ذهنشان دائماً در حالت «انتظار ضربه» است؛ منتظر یک پیام جدید، یک هشدار، یک درخواست. این حالت، مغز را وارد چرخه‌ی استرس دائمی می‌کند؛ چیزی شبیه زندگی یک نگهبان که همیشه گوش به زنگ است. اما مدیر نگهبان نیست. مدیر باید فضای ذهنی داشته باشد تا بتواند برای آینده فکر کند.

در بسیاری از شرکت‌ها، این وضعیت به جایی رسیده که مدیران تقریباً دیگر «نمی‌توانند آفلاین شوند». همیشه آنلاین بودن، به یک هویت تبدیل شده. هویتی که اگر از آن جدا شوند، انگار ارزششان کمتر می‌شود. اما درست برعکس، ارزش مدیران واقعی در توانایی‌شان برای خروج از هیاهوی لحظه‌ای و دیدن تصویر بزرگ است.

فراتر از آسیب‌های شناختی، همیشه در دسترس بودن کیفیت ارتباطات انسانی را هم پایین می‌آورد. زمانی که همه چیز فوری است، هیچ چیز «مهم» نمی‌ماند. مکالمات طولانی و معنادار، جلسات عمیق و کاربردی، فکر کردن درباره‌ی پیامدها و چشم‌اندازها، همه قربانی سرعت پاسخ‌دهی می‌شوند. «رساندن جواب سریع» جایگزین «درک کردن مسئله» می‌شود.

توهم بهره‌وری در این عصر دقیقاً همین است: حس مفید بودن بدون اینکه مفید باشیم. حس کار کردن بدون اینکه نتیجه‌ بسازیم. فعالیت بدون خروجی. شلوغی بدون هدف.

اما راه برون‌رفت چیست؟ نخستین گام این است که مدیران بپذیرند انسان‌اند، نه دستگاه. هیچ انسانی توان تمرکز دائمی ندارد. قطع شدن از جریان ارتباطات باید بخشی از کار باشد، نه نشانه‌ی بی‌تعهدی. مدیر نیاز دارد ساعت‌هایی در روز «ناتوان از پاسخ‌گویی فوری» باشد تا بتواند به‌جای واکنش، تفکر کند.

دوم، مدیر باید به تیمش اعتماد کند. این اعتماد فقط در کلام معنی ندارد؛ یعنی اگر پاسخی دیر رسید، جهان از هم نمی‌پاشد. یعنی تیم اجازه دارد خودش تصمیم بگیرد. یعنی مدیر می‌تواند بخشی از کنترل را رها کند.

سوم، سازمان‌ها باید فرهنگ «فوری بودن» را بازنگری کنند. نه هر پیام لازم است همان لحظه پاسخ داده شود، نه هر هماهنگی باید در چت صورت گیرد. ایمیل‌ها، پیام‌ها و درخواست‌ها باید براساس اهمیت طبقه‌بندی شوند، نه براساس سرعت.

در نهایت، مدیر باید یاد بگیرد پربازده بودن، بیشتر شبیه سکوت است تا شلوغی. شبیه لحظه‌هایی که گوشی خاموش است، دفتر باز است و ذهن اجازه دارد از سطح پیام‌ها به عمق مسئله برود.

مدیری که همیشه در دسترس است، کم‌کم به مدیری تبدیل می‌شود که هیچ‌گاه واقعاً حاضر نیست. زیرا «حضور ذهن» قربانی «حضور دائمی» می‌شود.

در عصر شلوغ امروز، بهره‌وری واقعی در این است که گاهی کناره بگیری، صبر کنی، فکر کنی.
آنچه مدیر را می‌سازد، سرعت انگشت‌ها بر صفحه‌ی گوشی نیست، قدرت ذهنی‌ست که در سکوت شکل می‌گیرد.

منابع:

Harvard Business Review – Digital Distraction & Managerial Decision-Making
https://hbr.org

Cal Newport – Deep Work: Rules for Focused Success in a Distracted World
https://www.calnewport.com/books/deep-work

McKinsey & Company – Leadership Productivity & Time Management Reports
https://www.mckinsey.com/capabilities/people-and-organizational-performance/our-insights

American Psychological Association – Cognitive Overload & Constant Connectivity Studies
https://www.apa.org

Deloitte Insights – The Myth of Constant Responsiveness in the Future of Work
https://www2.deloitte.com/insight

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا