وقتی عدالت فراموش میشود و خلاقیت هم؛ نگاهی انتقادی به سریال ترکی Persona

سریال Sahsiyet که در خارج از ترکیه با عنوان Persona شناخته میشود، یکی از آن آثاری است که ایدهی اولیهاش میتوانست شاهکار باشد، اما در مسیر اجرا همهچیز فرو میریزد. ایدهی مردی سالخورده که پیش از فراموشی کامل ذهنش تصمیم میگیرد عدالت را با دستان خودش اجرا کند، از همان ابتدا جذاب است. اما متأسفانه، آنچه روی پرده میبینیم نه فقط کمتر از این پتانسیل است، بلکه گاه مضحک جلوه میکند.
کارگردانی واقعاً ضعیف است. سکانسها ریتم ندارند، میزانسنها تصنعیاند و حرکت بازیگران در بسیاری از صحنهها شبیه تمرین تئاتر مدرسهای است. حتی دویدن شخصیتها غیرطبیعی است؛ نه از نظر فیزیکی باورپذیر، نه از نظر احساسی. هیچکدام از صحنهها عمق بصری ندارند و قابها اغلب شلوغ یا بیمنطقاند. فیلمبرداری از کلبههای متروکه و خیابانهای استانبول میتوانست با کمی خلاقیت حس رازآلودگی ایجاد کند، اما انگار حتی به ذهن کارگردان نرسیده که یک محیط فرسوده را واقعاً فرسوده نشان دهد.
موسیقی نیز بیربط است. به جای آنکه فضا را بسازد یا تنش را بالا ببرد، در بسیاری از سکانسها صرفاً مزاحم است. حس میشود موسیقی جداگانه ساخته شده و بعد بدون ارتباط تماتیک در فیلم چسباندهاند. نورپردازی از آن هم بدتر است؛ گاهی دراماتیک بیش از اندازه، گاهی خندهدار و بیتناسب با موقعیت. انگار گروه فیلمبرداری میان جدیت و طنز تکلیف خود را نمیدانست.
اما فیلمنامه مهمترین نقطهضعف سریال است. ایده اصلی عالی است، ولی روایت بهقدری پر از انحراف، شعار و دیالوگهای بیمعنی است که بعد از چند قسمت دیگر انگیزهای برای دنبال کردن باقی نمیماند. طنز هم که ظاهراً قرار بود بخشی از سبک کار باشد، بدترین قسمت است: بیمزه، بیزمان و بیتناسب با لحن کلی اثر.
فصل دوم حتی بدتر از اول است. همان ایرادهای ساختاری پابرجا مانده، ولی بار داستانی و عمق شخصیتها کمتر هم شده. به نظر میرسد تیم سازنده به جای اصلاح مسیر، تصمیم گرفتهاند صرفاً تکرار کنند تا فروش بگیرد. نتیجه اثری است که در فصل دوم بیش از حد تکراری و بیروح به نظر میرسد.
با این حال، داستان اصلی هنوز جذاب است. مفهومی که پشت آن خوابیده — عدالت فردی در برابر فراموشی جمعی — ظرفیت فلسفی و روانشناختی بالایی دارد. اگر این ایده در دستان کارگردان یا نویسندهای باتجربهتر بود، میتوانست اثری مانند Breaking Bad ترکیهای شود. اما در شکل فعلی، فقط یادآور نمونهای است از اینکه ایدهی خوب، بدون ساختار درست و اجرا، نمیتواند نجاتبخش باشد.
در نهایت، به نظر میرسد یکی از دلایل امتیاز بالای این سریال در ترکیه، بیش از کیفیت فنی یا هنری، به مسائل اجتماعی و سیاسی آن برمیگردد. اشارههایی که به حقوق کردها و نقد نهادهای قدرت دارد، باعث شده برخی از مخاطبان و منتقدان داخلی آن را تحسین کنند. اما از منظر هنری، Sahsiyet نمونهای است از اینکه صرف طرح موضوع کافی نیست؛ باید بلد بود چطور آن را روایت کرد.
اگر بخواهم خلاصه کنم: Persona فیلمنامهای احمقانه دارد با مفهومی عمیق، بازیهایی معمولی با حضور پررنگ شعار، و کارگردانی که نه فقط نجاتدهنده نیست، بلکه خودش بخشی از مشکل است.
IMDB




